تبليغاتX
چــرنــد و پــرنــد - فرهنگ لغات چرند و پرند ! ! !

چــرنــد و پــرنــد

با وضـو وارد شويد

فرهنگ لغات چرند و پرند ! ! !

 

 

سلام خدمت تمامــی دوستـداران فرهنگ و ادب . در زبان  فـارسـی بـعضـی از کلمـات هنـوز بعـد  

از  گذشت قرنها جا افتاده نيست . استاد  چرند و پرند بعضی از کلمات را جمع آوری کرده و آنها را

 

به ترجمه نسل نو و امروزی در آورده ايم  .

 


آدامس  : تنها چيزی كه توی دهان خانم ها بند می شود

آدم خوار : انسان دوست افراطی

آدم مغرور :  كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق :  كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد


ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد

ازدواج  : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند

الكل : مايه گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را
اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند


ايده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتی كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار

كند

بزبيار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد

بوسه : تصادفی كه فقط يك سيلی به آدم ضرر می زند
بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر


چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند

خسيس : كسـی كـه وقتـی خانه اش آتش مـی گیـرد برای اينكه پـول تلـفن نـدهد تا اداره آتش 

نشانی بدود

خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت
دست : عضوی كه در سينما نزد صاحبش بند نمی شود


دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود

رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است

رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال


سوءظن : سعی در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست

سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند

عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود


سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود

ماچ : بوسه ای كه هنوز رنگ آرتيستی نگرفته

مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خود نمی داند
معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود


موش : خانم هايی كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون می زنند

هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1383ساعت 11:19  توسط HAMID  |