تبليغاتX
چــرنــد و پــرنــد - ۱۳ بدر را چگونه بدر کرديد ؟!؟!

چــرنــد و پــرنــد

با وضـو وارد شويد

۱۳ بدر را چگونه بدر کرديد ؟!؟!


 

--------------------------------------------------------------------------------------
<نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تبریزی> <کلاس : دبستان>
--------------------------------------------------------------------------------------

موضوع انشاء : ۱۳ نوروز را چگونه در کردید ؟

امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در  امسال پدرم  ما را  به  شمـــال برده است ! اين بهترين

مسافرتی است که پدرم ما را آورده است  چـــون  قبل  از  اين هیـــچوقت ما را به مسافرت نبرده

بود ! در راه شمال به ما خیــلی خوش  گذشـت !  ما در راه خيلی چپ کرديم !  پدرم ميگفت من

میپيچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمیپيچه ! خواهرم یک بار دستش را از پنجره  ماشین بیرون آورد

تا پوست  تخمـه اش را بریزد و یک  ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده

شـــــد و ما خیلی خندیدیم ! ما برای  ناهار به اکبر جوجه  رفتیم !  البته  من  خود  اکـــــــبر آقا را

ندیدم  ولـــــــــی پدرم  که او را  دیده  است میگوید خیلی جوجه  اسـت ! من خیلی نوشــــــــابه

خوردم  و  پدرم یک گوشه نگه داشت تا من با خیال  راحت بشاشـم به طبیعت !  در جاده خیلی

برف آمده بود و ما برف بازی کردیم ! مــــن با گوله برف به پس کــــله پدرم زدم و او عصبانی شد و

دست من را  لای در ماشین  گذاشـت و در ماشین را محکم بست !

ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم  و پدرم قیلـون و  چایی ســـفارش داد .  پدرم خیلی

قشنگ قیلون میکشد . پدرم حتی در متل قـو هم  از  رژیمش دست  بر نمیدارد  و  درِ گوشی به

همان پسره که قیلون آورد چیزی میگوید و یک پارچ آب سفارش میدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه

را با آب قاطی میکند و ماست موسير و چيپس هم ميخورد !

کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند :

میخوام برم زن بگیرم ! پولامو بدم ان بگیرم ! گوجه بدم رب بگیرم و ...

پدرم با این شعر خیلی حال میکند ولی مادرم عصبانی میـشود و  با پارچ آب  پدرم به صورت من

میکوبد ! ما ۱۳ را در همانجا در کردیم البته پـدرم خیلی بیشتر از ما در  کرد ولی به هر حال به ما

خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 20:27  توسط HAMID  |